نذر کرده ام برایت
یک دور تسبیح
اهدنا الصِّراطَ المُستَقیم ....
نذر کرده ام برایت
یک دور تسبیح
اهدنا الصِّراطَ المُستَقیم ....
مجنونم
مثلِ
حالا که امتحان منطق دارم و فکرِ خواندش
نه!
دلِ خواندش نیست...
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
تو میان دل و بین من و تو فاصله هاست
+فاضل نظری
نگرانم!!!
مبادا دلتنگم شوی...
نکند فکر دست هایم قلبت را بخراشد...
نکند شیطان دور و برت بچرخد...
نکند...
برایت دعا می کنم...
برای سلامتِ دلت
روحت
ایمانت...
دعا می کنم برایت
برایم دعا کن...
دلم برایت تنگ است...
برای نگاهت
صدای دل نشینت
دست های مهربانت...
دلم برای تو ایی تنگ است
که باهم در ازل پیمان بسته ایم...
تو ای که حتی چهره ات هم یادم نیست...
دلم می خواهد؛
عزمم را جزم کنم؛
کار کنم؛
بخوانم؛
بنویسم؛
و
آن قدر برای جهانم مفید باشم که
خدا لبخند بزند...
تیر چشمانِ تو چون حمله ی تکفیری هاست
حال آشوب مرا سوریه ها می فهمند
+شاعر: علی غلامی
هوا هوای کربلا، هوای بین الحرمین
هوای شور و مستی و، هوای گریه بر حسین
دلم دوباره پر زده، شبیه این کبوترا
حس می کنم پر می کشم، تو آسمون کربلا
از تو ممنونم، نکردی جوابم
با حال خرابم، تو جمع گداها، تو کردی حسابم
سالار زینب، امیری حسینم
و نعم الامیرم،،و نعم الامیرم
خیلی دلم تنگه برا، شهر جنون عاشقا
تموم هستیمو بگیر، منو ببر به کربلا
از غم دوری حرم، رسیده جونم به لبم
تموم دل خوشیم اینه، نوکر بی بی زینبم
از تو میخونم، فدای تو جونم
دل پریشونم، که میگذره با تو، شبای جنونم
از تو میخونم، تویی کس و کارم
مه شب تارم، به غیر تو آقا، کسی رو ندارم
سالار زینب، امیری حسینم
و نعم الامیرم،،و نعم الامیرم
کربلا،
خوب گوش کن!
این صدای ناله من است...
مرا یادت هست؟؟
چند هفته پیش
این ساعت ها
عمود هزار و نمی دانم چند...
هوای ح س ی ن
هوای حرم
هوای شب جمعه زد به سرم
کربلا!
این بغض می کشد مرا...
مددی یا کرب و بلا...
من دارم اشک می ریزم
به یاد همان شب که درب ورودی حرم گم شدم
به یاد همان شب که پیدایم کرد
اشک هایی به درشتی مروارید
آن قدر که عینکم هم تاب ندارد
آ خداااااا
دلم تنگ حرم عباس ع است
دلم یک زیارت می خواهد
از آن خصوصی ها...
حسن مادری ست
مادر غریب است
پس
حسن غریب است...
فرقی ندارد امام دوم باشد یا امام یازدهم
حسن بودن جنسش فرق دارد...
من
یه خونه 100 و اندی متری
یه لب تاب
یه تلوزیون روشن که این شب ها رو نشون میده
خوراکی
صدای ماشین لباس شویی
ساعت 12 بامداد
و خیال تو...
من باز هم تنهام
من
و
یک خانه چند ده متری تنها با هم...
+خبر دادن مادربزرگم رو بردن دکتر مامان همین الان رفت.
و من تنها شدم.
دعا کنید خوب براش.
سلام
تقدیم به مهربان ترین گلوکزِ دنیا
برو و دانلودش کن
+هر کس دیدش بهش خبر بده...
+خودتونم گوشش بدی...
9 دی هم،
از برکات نوکری شماست آقا جان...
این مملکت بیمه ی شماست...
خودتان از خدا بخواهید برای؛
مردمانش؛
هدایت را...
سربازی را...
شهادت را...
ح س ی ن ی می مونم
ح س ی ن ی می میرم
آخرش براتِ شهادت می گیرم...
لک لبیک ح س ی ن
اصلا مگر حیوان هم این کار را می تواند انجام دهد؟؟؟
اصلا مگر می شود کسی را در ظهر عاشورا
جلو چشمان مردم
لخت مادر زاد کرد؟؟؟
یا فاطمة الزّهرا
خودت آرامم کن...
هر وقت این جمله را از تلوزیون می شنوم تنم گُر می گرد...
حالم بد می شود...
لخت مادرزاد...
ننگتان باد وحشی هااا...
خدا لعنتتان کند...