ح س ی ن جان
این خاطرات
عمود به عمود مرا پیر می کند...
+این موقع ما هنوز کربلا نرسیده بودیم
شب جمعه راه کربلا
التهاب
یادش بخیر..
ح س ی ن جان
این خاطرات
عمود به عمود مرا پیر می کند...
+این موقع ما هنوز کربلا نرسیده بودیم
شب جمعه راه کربلا
التهاب
یادش بخیر..
بأبی انتَ وَ اُمّی همه ی اجدادم
تو چه کردی که من از خواب و خوراک افتادم؟
امروز؛
در و دیوار خانه هم؛
ذکر یا علی گرفته اند...
+خدا بخیر کند...
هوای دیگری دارم نفس های من اینجا نیست
اگر با دود و دم در این خیابان زنده می مانم
+شاعر:محمد مهدی سیار
+به هوای حرم کرب و بلا محتاجم
این روزا وقتی کاروان های کربلا رو می بینم...
شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد
+شاعر:نجمه زارع
باز دل تنگ توام میل بیابان دارم
امشب اندازه ی صحرای تو باران دارم
کوه آتش به دلم هیچ، کسی می داند
که من از داغ تو در سینه چه پنهان دارم؟
+اللهم ارزقنا
+شاعر: راضیه رجایی
من دیرتر از همه رسیدم نجف...
یکی؛ دو روز بعد بقیه...
نتونسته بودم با بچه ها برم حرم...
راه رفتن رو هم بلد نبودم...
تا روز آخر
بچه ها می گفتن جای نماز پیدا نمیشه
نمونی تو حرم هاااااااااا...
دل شکسته و داغون رفتم سمت حرم...
زیارت وداع نخوندم...
گفتم:
بابا می ذارمش گرو تا زودتر بطلبیدم...
جای نماز پیدا شد...
رو به ضریح جا باز شد...
نوای حیدر حیدر جمعیت جلال شیعه رو به تصویر کشید...
نجف؛ نجف بود برای من...
دلم
برای قرار گاه تنگ شده...
امروز یه سری بهش زدم...
چقدر دوست داشتم اون وبلاگ رو...
انگار خونم بود...
کافر؛
من م!!
نه آن گبر...
که
عشق می بینم
و
می خوانم
"امتحان" ...
گل ها؛
یکی یکی پر پر شدند
و
خزان آمد به دشت...
سیب
را که چیدند؛
زمستان آمد...
زمستان...
دلم
برای روضه های کربلا پر می زند...
برای بین الحرمین...
برای روضه های بقیع...
برای حنجره های خسته...
برای...
+بغضیِ تو سینم
عاشقِ مدینم
این فراق را
که می تواند تسلی باشد جز کربلا؟؟؟
آتشِ کربلا را جز با کربلا نتوان خاموش کردن...
+ارباب باز کربلایِ خونِ نوکرت کم شده
یا ح س ی ن مددی
یاد حیاط خاکی...
یاد روضه غربت امام حسن ع ...
یاد اعمال مقام ها...
یاد دل تنگی برای صاحب مان...
یاد طاق های هلالی...
یاد مسجد سهله بخیر...
کاشکی که قسمتم بشه دو باره نازنینم
از خواب بپریّ و
ببینی وقت نماز است...
نه از زنگ ساعت خبری بوده
نه ندای مادر...
و این یعنی،
با دست رحمت ش نوازش ت کرده ست؛
یعنی،
مشتاق ت است؛
یعنی،
دوستت دارد....
+آخدا من تو را عاشقم...