خودنویسی ها

خودنویسی ها

اینجا پیله کرم ابریشمی ست که؛
هوای پروانه شدن در سر دارد
و
شهادت آغاز پروانه بودن است
من
یک
بچه مذهبی ام؛
و
امروز تولد امام رضا(ع) ست.


+حالا که آخر های محرم است؛
این عکس را می گذارم
به آن امید که اربعین؛
این پاهای پیاده به کربلا رسیده باشند...



+اویِ من ها و منِ او ها و بویِ باران ها
را دسته بندی کردم تا راحت تر بخوانی شان
باشد ان شاءالله باهم برای رسیدن به خدا
رمز دار اند و رمز فقط به روشن های آشنا داده می شود...

پیام های کوتاه
  • ۶ فروردين ۹۴ , ۱۲:۱۴
    آیکن
  • ۲۸ اسفند ۹۳ , ۱۷:۵۳
    آیکن
  • ۲۱ اسفند ۹۳ , ۱۳:۰۶
    آیکن
  • ۱۶ اسفند ۹۳ , ۱۹:۵۰
    آیکن
  • ۱۶ اسفند ۹۳ , ۱۴:۲۴
    آیکن
  • ۱۳ اسفند ۹۳ , ۲۲:۰۲
    روضه
آخرین نظرات
  • ۱۷ اسفند ۹۶، ۱۹:۲۹ - مــ. مشرقی
    آخ آخ ...

۱۰ مطلب با موضوع «سردار عاشق» ثبت شده است





....





 +یک پست سکوت...
 +هفتم شهید حتم لو یادش بخیر
۱ نظر ۱۹ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۳۶
پاک باخته

 من 

 امسال؛

 به مجنون برسم یا نه؛

 فرقی ندارد...

 به جنون رسیده ام ...



  +شهادت مبارک ابراهیم جانِ همّت

 +دلم برای سه راهی شهادت رو به روی مجنون

 برای حرف زدن با حاج همت تنگ شده...

۷ نظر ۱۷ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۰۸
پاک باخته

 باید

 صدای روضه های مادر سید احسان رو می شنیدید

 تا

 محشر به پا کند در دلتان،

 این صدا:

 بُنَیَّ بُنَیَّ قَتَلوکَ ضَبَحوکَ وَ مِن الماء مَنَعوکَ

۴ نظر ۱۱ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۵۰
پاک باخته
دست هاشون رو که می بوسیدم؛
 انگار،
 به ضریح کربلا بوسه می زدم....

 عجیب بوی خدا داشت،
 مادرِ آقا سید احسان...

 از این دست ها،
 جز تربیت مدافع حرم بر نمی آمد...
۳ نظر ۱۱ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۳۷
پاک باخته
همزمان با من؛
 یه حاج آقا با یه دختر و پسر کوچولو جلو اومدن....

 پدر بزرگ گفت:
 بفرمایید. اینم سید احسان. دوست باباتون...

 دختر و پسر کوچولو تو اون بارون؛
 دوون دوون می رفتن و گلای مزار شهدای دیگه رو میاوردن
 و
 به عمو احسانشون هدیه می دادن...


 +خیلی زیبا بود...
۶ نظر ۰۷ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۱۳
پاک باخته

 امسال عید؛

  غروب بود که اخبار خبر شهادتش رو داد؛

 شب نفهمیدم  چی شد...

 وقتی به خودم اومدم؛

 دیدم مهمونامون رسوندنم بیمارستان 

 و

 سرم بهم وصله...


 هیچ چیز مثل شهادت علی خلیلی منو نشکوند...

 امشب یادش افتادم...

 دوباره دلم شکست...

 



۳۰ نظر ۰۵ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۲۳
پاک باخته
علی جان

دلم برایت گرفته است

شاید هر بار که نام شهادت می آید

یا آن زمان هایی که در خیابان ها پرسه میزنم

شاید هم وقتی روضه حضرت زهرا می خوانند...

برایم دعا کن...

محتاج نگاه های پر مهرت هستم...

 

+تمام ثواب این سه روز رو هدیه بهت

+بچه ها شمام نفری یه صلوات براش بفرستید

۴ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۱۲
پاک باخته
رفته بود دنبال کارای جانبازیش...

گفته بودن:

حالا یه کاری کردی ,دنبال چی اومدی؟

دیگه دنبال هیچی نرفت!!!


+غروب مستندشو دیدم

+هر کاری کردم سرم گرم شه؛نشد...

آخرش بغضم ترکید...

+کاش می شد تو چشای بعضیا نگاه کرد و گفت :بی غیرت...

+وقتی این پستو تو گوشیم مینوشتم چشام خیس بود و 2 صفه شب!!

+براش صلوات بفرستید

۵ نظر ۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۰:۳۰
پاک باخته
دلم برات تنگ شده...

اون روزایی که کربلایی؛

منم دعا کن...


+چی میشه به ما نظر کنی داداش

۰ نظر ۰۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۲۱
پاک باخته
کاش کمی با تو همنشین بودم

با آن چهره نمکین 

و

لبخند شیرین...


+چند وقته تا چشامو باز میکنم جلو چشامه...

۰ نظر ۱۶ فروردين ۹۳ ، ۲۱:۰۵
پاک باخته