خودنویسی ها

خودنویسی ها

اینجا پیله کرم ابریشمی ست که؛
هوای پروانه شدن در سر دارد
و
شهادت آغاز پروانه بودن است
من
یک
بچه مذهبی ام؛
و
امروز تولد امام رضا(ع) ست.


+حالا که آخر های محرم است؛
این عکس را می گذارم
به آن امید که اربعین؛
این پاهای پیاده به کربلا رسیده باشند...



+اویِ من ها و منِ او ها و بویِ باران ها
را دسته بندی کردم تا راحت تر بخوانی شان
باشد ان شاءالله باهم برای رسیدن به خدا
رمز دار اند و رمز فقط به روشن های آشنا داده می شود...

پیام های کوتاه
  • ۶ فروردين ۹۴ , ۱۲:۱۴
    آیکن
  • ۲۸ اسفند ۹۳ , ۱۷:۵۳
    آیکن
  • ۲۱ اسفند ۹۳ , ۱۳:۰۶
    آیکن
  • ۱۶ اسفند ۹۳ , ۱۹:۵۰
    آیکن
  • ۱۶ اسفند ۹۳ , ۱۴:۲۴
    آیکن
  • ۱۳ اسفند ۹۳ , ۲۲:۰۲
    روضه
آخرین نظرات
  • ۱۳ آبان ۹۶، ۱۳:۰۰ - عباس زاده
    آه ...

۱۱ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

 وای

 وای

 وای

 از دست من

 و

 قضاوت های عجولانم...


 کاش تا صبح منتظر مونده بودم...

 کاش زنگ زده بودم پرسیده بودم فلانی

 علت رفتارت چی بود...


 مسائل پایین

 همش سوء تفاهم بوده...


 +آقایی بنده خدا 

 چقد سر صبحی نگرانم شد

 تو شوک مونده بود با کی بحثم شده...

 +حل شد همسری

 ببخش شما رو هم نگران کردم

۴ نظر ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۲۷
پاک باخته

 هر جوری میخوام

 به خودم بگم

 بابا تو اشتباه کردی

 همچین قصدی نداشته

 تو زود قضاوت میکنی

 تو...‌


 همون لحظه

 یه شاهدی از غیب می رسه...

۳ نظر ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۹
پاک باخته

 از دیشب

 ذکر

 لعنت به اینترنت گرفته ام...

۲ نظر ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۳۱
پاک باخته
بفهمیم
 اعتمادی که از دست رفت؛
 دیگر 
 هیچ جوری
 ب ر ن م ی گ ر د د ...
۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۲۸
پاک باخته
 کاش
 می شد
 یک لحظه هایی را 
 مرد....


 +از دیشب که فهمیدم،
 نتونستم بخوابم...
 معدم درد میکنه...
 دستام یخه...
 حتی نمازو بازور خوندم انقد که بی جون شدم...
 اشکام قطع نمیشه...

۱ نظر ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۲۶
پاک باخته

 فقط و فقط

 یه احمق می تونه

 وقتی مبینه

 یه نفر،

 خیلی راحت 

 به بقیه دروغ میگه؛

 به اون دروغ نخواهد گفت...



 +وای بر منه احمق...

۱ نظر ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۲۲
پاک باخته
یادمون باشه
هیچ وقت
و
برای
هیچ کس
دل همسر و هم سفرمون تا بهشت رو نشکنیم...
اولویت رو زندگی خودتون قرار بدید...
حالِ خوبِ شما دو نفر مهم ترین هست...
تنها شریک تنهایی های شما
همسرتونه...

 +ان شاءالله از این بعد مطالبی با موضوع "خونه بهشتی" نوشته میشه.
 ان شاءالله تلنگری باشه برای ما و کاربردی باشه تو زندگی هامون...

۱۲ نظر ۲۲ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۴۷
پاک باخته

 بدبختیِ آدما،

 از اون جایی شروع میشه

 که

 به ماهیت هم پی میبرن...

 که

 با هم زندگی می کنن و شناخت پیدا میکنن...

 اون وقته که براشون سخت میشه،

 محبت کردن...


 آدما

 تا وقتی کسی بهشون بدی نکرده

 به همه چیز و همه کس محبت میکنن

 اما

 وقتی،

 کسی،

 زخمی شون میکنه،

 انتظار نداشته باشید

 مثه قبل باشن...


 گاهی

 بهتره درک کنیم آدمای اطرافمونو....


 شاید 

 اگه روح ما اون زخم رو برداشته باشه،

 خیلی بدتر رفتار کنیم...

۳ نظر ۲۲ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۲۶
پاک باخته

 یک جای وجودم هست؛

 که درد دارد...


 یک جای دور افتاده...

۵ نظر ۲۲ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۵۲
پاک باخته

 منتظرم،

 بهار بیایی

 و

 سبز شویم....


 +الهی زودتر دوباره کنار هم باشیم...

۲ نظر ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۲۷
پاک باخته

 پارسال

 تو همچین روزی

 و

 تقریبا همین ساعت بود

 که

 آقای همسر از کرمان رسیده بودن 

 و

 باهم قرار داشتیم...

 رفتیم محضر

 برگه آزمایش خون گرفتیم...

 رفتیم حلقه دیدیم...

 مثل فردایی

 آزمایش دادیم،

 کلاس رفتیم

 و

 نتیجه آرمایش رو گرفتیم

 و

 با یه جعبه شیرینی رفتیم خونه...

 شب،

 مراسم نشون آوردنشون بود

 و

 زن عمو زن عمو گفتن های موشوی نازنین زن عمو...

 تصمیم یک دفعه ای برای مراسم عقد

 که

 ۱۲ شب قطعی شد

 و

 هفت بهمن 

 قشنگ ترین روز زندگی من هم اومد...

 از ۶ صبح بیرون بودیم

 تقریبا موقع اذان خطبه مون رو خوندن

 و

 من و او شدیم 

 ما...

 چه شب قشنگی بود،

 شب جشن عقدمون...

 و

 بعد اون ده روز مشهد..


 و

 حالا

 امام مهربانم

 دوباره تو همون زمان ما رو مشهد دعوت کرده...

 تا در کنار امام مهربانی ها باشیم سالگرد اون روز و شب ها رو...

 تا صد باره ببوسم سنگ فرش های صحن انقلاب رو برای داشتن تو...


 +الهی صد هزار بار شکرت برای این روزها

 +آخدا من تو رو خیلی خیلی عاشقم

 +نائب الزیاره هستم.

 

۱۴ نظر ۰۵ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۴۲
پاک باخته